تبليغاتX
ღ•.•ღتنها ترین تنها منمღ•.•ღ




ღ•.•ღتنها ترین تنها منمღ•.•ღ

گاهیــــــ آدم انکار می‌کند دلش را!

گاهیــــ چشم می‌بندد بر عشقش!
گاهیـــــــــــ می‌رود برخلاف میلش!
گاهیـــ نه انگار بیشتر از گاهیـــــ...

لعنت به این گاهیــــــــ!

لـــــیلا

نوشته شده در پنجشنبه 1390/11/27ساعت 12:36 توسط ☺مهسا☺


دیروز و فردا هر دو نامردند ...!
دیروز با خاطراتش
و
فردا با وعده هایش ...
مرا فریب دادند
تا
نفهمم امروزم چگونه گذشت...

ایــــــن روزهــــــــــــآ
نـفــس کشــیدن
دور از تـــــــو
بــرآیـم سختـ تــریـن کـآر استــ
هــوآے عطـر تنـت را
کـم آورده ام!
بــیـآ...!

نوشته شده در چهارشنبه 1390/11/26ساعت 16:12 توسط ☺مهسا☺


میدونی که میرمو کم میکنم شرمو میکشم این قلبمو بی معرفت

تو میشی سرحال منم خستم از نعره هات بودم عروسک تو دستات بی معرفت

تو نیا فعلا این وری من نمیخوام دلمو تو باز ببری

نه نمیدونی حتی یکم قدر منو نه نمیدونی هر کی رسید ضربه زد

کی بود که نازتو خرید؟ این دلم ، که فکر کردی از همه سری

نه نمیدونی حتی یکم قدر من نه نمیدونی هر کی رسید ضربه زد

میرمو میرمو آره دیوونموووو کم میشه شرمو میکشم قلبمو بی معرفت

میرمو میرمو آره دیوونمووووو کم میشه شرمو میکشم قلبمو بی معرفت

هر وقت هوس کردی میای آخه تو فکر کردی من با خیلی ها که تورو دوست دارن خیلی زیاد مشابهم

تو بری من میمیرم آره قلبمو پس میگیرم من تو جوونی با تو پیرم من میمیرم

تو نیا فعلا این وری من نمیخوام دلمو تو باز ببری

نه نمیدونی حتی یکم قدر منو نه نمیدونی هر کی رسید ضربه زد

کی بود که نازتو خرید؟ این دلم ، که فکر کردی از همه سری

نه نمیدونی حتی یکم قدر من نه نمیدونی هر کی رسید ضربه زد

میرمو میرمو آره دیوونموووو کم میشه شرمو میکشم قلبمو بی معرفت

میرمو میرمو آره دیوونمووووو کم میشه شرمو میکشم قلبمو بی معرفت

نوشته شده در سه شنبه 1390/11/25ساعت 23:46 توسط ☺مهسا☺


گاهي نياز داري ؛ به يه آغوش بي منت

که تو رو فقط و فقط واسه خودت بخواد

که وقتي تو اوج تنهايي هستي

با

چشماش بهت بگه

هستم

نوشته شده در سه شنبه 1390/11/25ساعت 0:1 توسط ☺مهسا☺


 نشستم

خسته شدم

دیگر قایق نمیسازم

پشت دریاها هر خبری که میخواهد باشد باشد

وقتی از تو خبری نیست

قایق میخواهم چه کار

مرا همین جزیره کوچک تنهایی هایم بس است......!

نوشته شده در دوشنبه 1390/11/24ساعت 23:48 توسط ☺مهسا☺


باز هم تکرار تکرار تکرار...

این بار هم بعد 3ماه افسردگی....

این بار چرا باز هم تکرار دلشکستگی...

این بار چرا در حین خوشحالی غمگینی...

این بار چرا...

اینبار نمیگم تقصیر میگم قسمت اینه...

اخرش چی میشه؟؟؟


خســـــــــته ام خســـــــته...

نوشته شده در دوشنبه 1390/11/24ساعت 21:12 توسط ☺مهسا☺|


امرووووووز تولد کسیه ک خیلی خاطرش واسم عزیزه ه ه ه ه ه....

ایشالا تولـــــــــد 120.000.000.000 سالگیت رو ایجا تبریک بگــــــــــــــم....

تولد مبــــارک علـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی ....


نوشته شده در پنجشنبه 1390/11/20ساعت 12:29 توسط ☺مهسا☺|



می آیی
می روي
و فقط یك سلام
و گاهی یك خداحافظی
  نه
 این انصاف نیست
من و یك دنیا عشق
 تو و یك دنیا بی تفاوتی

نوشته شده در دوشنبه 1390/11/17ساعت 18:26 توسط ☺مهسا☺


باز هم سیگار سیگار سیگار....



نوشته شده در شنبه 1390/11/15ساعت 23:9 توسط ☺مهسا☺|


خداحافظ نگو وقتی هنوز درگر چشماتم، خداحافظ نگو وقتی تا هرجا باشی همراتم، تو اون گرمای خورشیدی که میری رو به خاموشی نمی دونی چقد سخته شب سرد فراموشی، شبی که کوله بارت رو میونه گریه میبستی،یه احساسی به من می گفت، هنوزم عاشقم هستی.....

نوشته شده در دوشنبه 1390/11/10ساعت 17:28 توسط ☺مهسا☺


شده ام معادله چند مجهولی این روزها
هیچ كس از هیچ راهی
مرا نمی فهمد


نوشته شده در یکشنبه 1390/11/09ساعت 17:40 توسط ☺مهسا☺


اگر روزی بین ماندن ورفتن شك كردی...

حتما برو...

بی معطلی...

حماقت محض است كه دلتنگ كسی باشی كه دلش با تو نیست...

نوشته شده در یکشنبه 1390/11/09ساعت 17:32 توسط ☺مهسا☺


سخت است حرفت را نفهمند،

سخت تر این است که حرفت را اشتباهی بفهمند،

حالا میفهمم، که خدا چه زجری میکشد

وقتی این همه آدم حرفش را که نفهمیده اند هیچ،

اشتباهی هم فهمیده اند.
“دکتر علی شریعتی”

نوشته شده در یکشنبه 1390/11/09ساعت 0:36 توسط ☺مهسا☺|


نوشته شده در یکشنبه 1390/11/09ساعت 0:20 توسط ☺مهسا☺


تولــــــدت مبـــ ــــارکــ ــ مریـــ ــم جونـــ ـــم

یکـــ ـم دیر شـــ ــد شرمنــ ــده نــانــ ــاز خانومــ ــی

دوســ ـــت دارم عشق نــ ـازم

ارزوی بهترینها دارم واســ ــت بهتـــ ـــرین

تولـــ ـــدت مبـــ ــــارکــ ــ آجیـــ ــه گلـــ ـــم


نوشته شده در جمعه 1390/11/07ساعت 22:19 توسط ☺مهسا☺|


حسادت نکن...!

این که بعد از تو بغل گرفته ام...

زانوی غم است ...!

نوشته شده در جمعه 1390/11/07ساعت 0:40 توسط ☺مهسا☺


از عـجـایـب عـشـق . . .

هـمـیـن ِ ٌ بـس !

تـنـهـا آغـوش هـمـانـی آرامـت مـی کـنـد . . .

کـه دلـت را بـه درد آورده !

نوشته شده در شنبه 1390/10/24ساعت 13:41 توسط ☺مهسا☺


 هرگز به ديگران اجازه نده قلم خودخواهي دست بگيرند و دفتره سرنوشتت رارقم بزنند

خاطراتت را پاك كنندودرپايانش بنويسند:

"قسمت نبود".

نوشته شده در شنبه 1390/10/24ساعت 2:59 توسط ☺مهسا☺|


اين انصاف نيست!
برگرد!
بخاطر من نه!

به حرمت خاطره اى كه بامن داشتى برگرد...

نوشته شده در سه شنبه 1390/10/20ساعت 15:10 توسط ☺مهسا☺|


ایـــن روزهـــا غصهے همــه چیــز را دارم جــز

حســرت نداشتن تو ...

شاید این سرانجــام عاشقـانه هاے من برای تو باشد

هـے فلانـے ، همه چیز تمــام شد

ایــست ؛

انگــآر اینجآ پایان مسیــر من و توست

راهمـان جدا ... من اینطرف تو آنطرف

دیگر برای همه چیز دیر است ...

خدانگهدار 

نوشته شده در شنبه 1390/10/17ساعت 14:36 توسط ☺مهسا☺


راهت را بگیــر و برو ...

حوالـــــــــــــــی ما توقف ممنوع است!


هـــے فلانے

شايد روزی

دوباره درگذر زمــان به يكـديگـر برسـيم

آنگــاه من اشـتباه گذشـته را

تكـرار نخواهـم كرد

تو را از دست ميدهـم ...

امــا مغــروررانـه !

نوشته شده در شنبه 1390/10/17ساعت 14:9 توسط ☺مهسا☺


دیگر هواـے برگرداندنتـ را ندارمـ هر جا کـه دلتـ مـے خواهد بــــرو ! فقط آرزو میکنمـ وقتـے دوباره هواـے منــ بـه سرتــ زد انقدر آسمانــ دلتــ بگیرد کـه بـا هزار شب گریه چشمانت باز همـ آرام نگیرد



هـــے فلانے هـمـه ے ایـن روز و شـب هـا مـے گـذرد چـه تـو بـاشـے چـه نـبـاشـے!


نوشته شده در شنبه 1390/10/17ساعت 13:39 توسط ☺مهسا☺|




حالـم ازت بهم میخوره...
گــــٌمشو از زندگیم...
همـون حرفی ک گفتی یه روز بهت میزنم...
فقط یادت باشه هرچی شد خودت کردی...

نوشته شده در سه شنبه 1390/10/13ساعت 20:56 توسط ☺مهسا☺|


happy New year

نوشته شده در یکشنبه 1390/10/11ساعت 23:45 توسط ☺مهسا☺|


دستامو میبرم زیر بارون تا پاک بشه سرد بشه از بین بره....


جای خالیه دستات از دستام...

نوشته شده در شنبه 1390/10/10ساعت 1:25 توسط ☺مهسا☺




یادمه ک یه روز تو میگفتی هنوز عاشقتم دیونتم
حالا میگی اذت دیگه خسته شدم کم میارم
دردم و با کی بگم
اگه دلخورم از تو میخوام بدونی عمره منی عشق منی
میمیرم حالا ک داری میری ک من تنها بشم
دردم و با کی بگم



به جونه دوتامون ازت دلخورم میدونه خدامون ازت دلخورم
با چشمام میگفتم نباید بری واسه گریه هامون ازت دلخورم
خیال کردی اسونه تنها شدن ببین التماسو تو چشمای من
خیال کردی من دل ازت میبرم واسه اینه میگم ازت دلخورم

نوشته شده در دوشنبه 1390/10/05ساعت 17:34 توسط ☺مهسا☺


تنها

صد سال اول است که آزار می دهد

حالا

هزار سال گذشته ست و من هنوز

چشم انتظارِ آخرِ صد سالِ اولم...

نوشته شده در دوشنبه 1390/10/05ساعت 17:26 توسط ☺مهسا☺|


1368/10/1

امروز تولد کسیه ک خیلی واسم مهمه ...

هرچند سالی یه بار صداشو میشنوم و دیر به دیر از حالش باخبرم...

ولــــــی...

کسیه ک عشق و دوس داشتن رو محبت رو بهم یاد داد...

ازش ممنونم اما کاش هیچ وقت یاد نمیگرفتم...

کسیه ک بیشتر وقتا بهش فک میکنم به روزایی ک بود ...

به روزایی ک بود شاید از اجبار...

کاش یه بار دیگه سال 87-86 تکرار میشد...

کاش کاش کاش...

محسن جان تولــــــــــــــدت مبارک...

نوشته شده در پنجشنبه 1390/10/01ساعت 17:23 توسط ☺مهسا☺


یــــــــــــــــلدا مبــــــــــــــــارک 

نوشته شده در چهارشنبه 1390/09/30ساعت 18:0 توسط ☺مهسا☺|


به گمانم یادت پنجره ی احساسم را میکوبد...

چرا ک در دلــــــم هوای دلتنگی به پاست...

نوشته شده در سه شنبه 1390/09/29ساعت 18:57 توسط ☺مهسا☺



مطالب پيشين
» گاهیـــ...
» :(...
» مسیح/میرمو...
» هستم...
» جزیره ــی کوچک...
» تکرار...
» تولـــــــــــــــــــــــــــــــــــــدت مبارک عزیزمــــــــــ
» نه...
» سیگار...
» احساس...
علـــی : مهســــا